کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

یکی شاگرد احول داشت استاد

مگر شاگرد را جایی فرستاد

2

که ما را یک قرابه روغن آنجاست

بیاور زود آن شاگرد برخاست

3

چو آنجا شد که گفت و دیده بگماشت

قرابه چون دو دید احول عجب داشت

4

بر استاد آمد گفت ای پیر

دو می بینم قرابه من چه تدبیر

5

ز خشم استاد گفتش ای بد اختر

یکی بشکن دگر یک را بیاور

6

چو او در دیدن خود شک نمی دید

بشد این شکست آن یک نمی دید

7

اگر چیزی همی بینی تو جز خویش

توهم آن احول خویشی بیندیش

8

تو هر چیزی که می بینی تو آنی

ولی چون در غلط ماندی چه دانی

متن شعر کپی شد.