سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
یکی دیوانه استاد در کوی
جهانی خلق می رفتند هر سوی
2
فغان برداشت این دیوانه ناگاه
که از یک سوی باید رفت و یک راه
3
بهر سویی چرا باید دویدن
بصد سو هیچ جا نتوان رسیدن
4
تویی با یک دل ای مسکین و صد یار
بیک دل چون توانی کرد صد کار
5
چو در یک دل بود صد گونه کارت
تو صد دل باش اندر عشق یارت