کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

بسگ گفتند زر داری سگ از ننگ

گهی فریاد می کرد و گهی جنگ

2

چو سگ از ننگ زر فریاد دارد

بیک جو خواجه چون دل شاد دارد

3

سگ اندر ننگ زردر جنگ و بانگیست

ترا زر می کند بانگ ارچه دانگیست

4

ز جایی گر ترا دانگی درافتد

ترا زان زر سقط بانگی درافتد

5

اگر صد بدره زر برفشانی

بود کم دانکی آن میزبانی

6

الا ای مرد دنیا دار مستی

چه خواهی دید زین دنیاپرستی

7

چرا در بت پرستی ای هو جوی

بسان کافران آورده روی

8

چرا داری طریق کافران رت

که تو زر می پرستی کافران بت

9

بتی رز نیست صد من پیش کفار

ترا یک جو زرست ای مرد دین دار

10

برو دنیا بدنیا دار بگذار

زر و بت در کف کفار بگذار

11

نشاید زر بجز بت ساختن را

نشاید بت بجز انداختن را

12

اگر صد گنج زر در پیش گیری

بروز واپسین درویش میری

متن شعر کپی شد.