سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
شنودم من که موشی در بیابان
مگر دید اشتری را بی نگه بان
2
مهارش سخت بگرفت و دوان شد
که تا اشتر بآسانی روان شد
3
چو آوردش بسوراخی که بودش
نبودش جای آن اشتر چه سودش
4
بدو گفت اشتر ای گم کرده راهت
من اینک آمدم کو جایگاهت
5
ترا چون نیست از سستی سرخویش
بدین عدت مرا آری بر خویش
6
کجا آید برون تنگ روزن
چو من اشتر بدین سوراخ سوزن
7
برو از جان خود برگیر این بار
که اشتر گربه افتادست این کار
8
برو دم درکش ای موش سیه سر
که نتوانی شد استر را سیه گر
9
برو ای مور خود را خانه جوی
سخن در خورد خود از دانه گوی
10
ترا ای موردازآن دل خوش فتادست
که کیک تو عماری کش فتادست