سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
بچین شد پیش پیری مرد هوشیار
که ما را از حقیقت کن خبردار
2
جوابش داد آن پیر طریقت
که ده جزوست در معنی حقیقت
3
بگویم با تو گر نیکو نپوشی
یکی کم گفتنست و نه خموشی
4
ز خاموشیست بر دست شهان باز
که بلبل در قفس ماند ز آواز
5
اگر در تن زدن جانت کند خوی
شود هر ذره با تو سخن گوی
6
چو چشمه تا بکی در جوش باشی
که دریا گردی ار خاموش باشی
7
درین دریا بگوهر هر که ره داشت
بغواصیش باید دم نگه داشت