سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
شنودم من از آن داننده استاد
که چون عبادی اندر نزع افتاد
2
درآمد پیش او عباسه ناگاه
ز پای افتاده دیدش بر سر راه
3
ز سیلاب اجل مدهوش گشته
ز پاسخ بلبلش خاموش گشته
4
بدو گفت ای لطیف نغز گفتار
زفانت در سخن گفتن شکر بار
5
تو تا پیش سخن گویان نشستی
همه دست سخن گویان ببستی
6
چرا گشتی چنین خاموش بیکار
چو بود آن حرص بسیارت بگفتار