غزل · مولوی
غزل شماره ۷۷۳ - سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد...
1
سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
به مثال ساقیان او به سبو و ساغر آمد
2
نه سبوی او بدیدم نه ز ساغرش چشیدم
که هزار موج باده به دماغ من برآمد
3
بگشاد این دماغم پر و بال بی نهایت
که به آفتاب ماند که به ماه و اختر آمد
4
به مبارکی و شادی چو جمال او بدیدم
ز جمال او دو دیده ز دو کون برتر آمد