سایر · عطار
شماره ۲۹ - از بس که در انتظار تو گردون گشت...
1
از بس که در انتظار تو گردون گشت
تا روز همه شب، ز شفق، در خون گشت
2
چون راه نیافت از پس و پیش به تو
در خویش به صد هزار قرن افزون گشت
سایر · عطار
از بس که در انتظار تو گردون گشت
تا روز همه شب، ز شفق، در خون گشت
چون راه نیافت از پس و پیش به تو
در خویش به صد هزار قرن افزون گشت