کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۷۷ - ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند...

1

ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند

هر مرادی که بودشان همه در بر گیرند

2

جان و دل را چو به پیک در تو بسپارند

جان باقی خوش شاد معطر گیرند

3

بندگانند تو را کز تو تویشان مقصود

پای در راه تو بنهند و کم سر گیرند

4

ترک این شرب بگویند در این روزی چند

عوض شرب فنا شربت کوثر گیرند

5

چون ستاره شب تاریک پی مه گردند

چو مه چارده رخسار منور گیرند

6

گر بمانند یتیم از پدر و مادر خاک

پدر و مادر روحانی دیگر گیرند

7

چون ببینند که تن لقمه گورست یقین

جان و دل زفت کنند و تن لاغر گیرند

8

بس کن این لکلک گفتار رها کن پس از این

تا سخن ها همه از جان مطهر گیرند

متن شعر کپی شد.