کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۰۳ - بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد...

1

بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

خوشتر از جان چه بود از سر آن برخیزد

2

بر حصار فلک ار خوبی تو حمله برد

از مقیمان فلک بانگ امان برخیزد

3

بگذر از باغ جهان یک سحر ای رشک بهار

تا ز گلزار و چمن رسم خزان برخیزد

4

پشت افلاک خمیدست از این بار گران

ای سبک روح ز تو بار گران برخیزد

5

من چو از تیر توام بال و پری بخش مرا

خوش پرد تیر زمانی که کمان برخیزد

6

رمه خفتست همی گردد گرگ از چپ و راست

سگ ما بانگ برآرد که شبان برخیزد

7

من گمانم تو عیان پیش تو من محو به هم

چون عیان جلوه کند چهره گمان برخیزد

8

هین خمش دل پنهانست کجا زیر زبان

آشکارا شود این دل چو زبان برخیزد

9

این مجابات مجیر است در آن قطعه که گفت

بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

متن شعر کپی شد.