غزل · مولوی
غزل شماره ۸۰۸ - عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند...
1
عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
همه از نرگس مخمور تو خمار شدند
2
دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست
پر گشادند و همه جعفر طیار شدند
3
اهل دینار کجا امت دیدار کجا
گر چه دینار بشد لایق دیدار شدند