غزل · مولوی
غزل شماره ۸۱۴ - بار دیگر یار ما هنباز کرد...
1
بار دیگر یار ما هنباز کرد
اندک اندک خوی از ما بازکرد
2
مکرهای دشمنان در گوش کرد
چشم خود بر یار دیگر باز کرد
3
هر دم از جورش دل آرد نو خبر
غم دل ترسنده را غماز کرد
4
رو ترش کردن بر ما پیشه ساخت
یک بهانه جست و دست انکاز کرد
5
ای دریغا راز ما با همدگر
کو دگر کس را چنین همراز کرد
6
ای دل از سر صبر را آغاز کن
زانک دلبر جور را آغاز کرد
7
عقل گوید کاین بداندیشی مکن
او از آن ماست بر ما ناز کرد
8
می دهد چون مه صلاح الدین ضیا
کارغنون را زهره جان ساز کرد