غزل · مولوی
غزل شماره ۸۲۶ - ای خدا از عاشقان خشنود باد...
1
ای خدا از عاشقان خشنود باد
عاشقان را عاقبت محمود باد
2
عاشقان را از جمالت عید باد
جانشان در آتشت چون عود باد
3
دست کردی دلبرا در خون ما
جان ما زین دست خون آلود باد
4
هر که گوید که خلاصش ده ز عشق
آن دعا از آسمان مردود باد
5
مه کم آید مدتی در راه عشق
آن کمی عشق جمله سود باد
6
دیگران از مرگ مهلت خواستند
عاشقان گویند نی نی زود باد
7
آسمان از دود عاشق ساخته ست
آفرین بر صاحب این دود باد