کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۲۸ - هر که را اسرار عشق اظهار شد...

1

هر که را اسرار عشق اظهار شد

رفت یاری زانک محو یار شد

2

شمع افروزان بنه در آفتاب

بنگرش چون محو آن انوار شد

3

نیست نور شمع هست آن نور شمع

هم نشد آثار و هم آثار شد

4

همچنان در نور روح این نار تن

هم نشد این نار و هم این نار شد

5

جوی جویانست و پویان سوی بحر

گم شود چون غرق دریابار شد

6

تا طلب جنبان بود مطلوب نیست

مطلب آمد آن طلب بی کار شد

7

پس طلب تا هست ناقص بد طلب

چون نماند آگهی سالار شد

8

هر تن بی عشق کو جوید کله

سر ندارد جملگی دستار شد

9

تا ببیند ناگهانی گلرخی

بر وی آن دستار و سر چون خار شد

10

همچو من شد در هوای شمس دین

آنک او را در سر این اسرار شد

متن شعر کپی شد.