کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۳۰ - صاف جان ها سوی گردون می رود...

1

صاف جان ها سوی گردون می رود

درد جان ها سوی هامون می رود

2

چشم دل بگشا و در جان ها نگر

چون بیامد چون شد و چون می رود

3

جامه برکش چونک در راهی روی

چون همه ره خاک با خون می رود

4

لاله خون آلود می روید ز خاک

گر چه با دامان گلگون می رود

5

جان چو شد در زیر خاکم جا کنید

خاک در خانه چو خاتون می رود

6

جان عرشی سوی عیسی می رود

جان فرعونی به قارون می رود

7

سوی آن دل جان من پر می زند

کو لطیف و شاد و موزون می رود

8

زانک آن جان دون حق چیزی نخواست

وین دگر جان سوی مادون می رود

متن شعر کپی شد.