کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۳۷ - هر کجا بوی خدا می آید...

1

هر کجا بوی خدا می آید

خلق بین بی سر و پا می آید

2

زانک جان ها همه تشنه ست به وی

تشنه را بانگ سقا می آید

3

شیرخوار کرمند و نگران

تا که مادر ز کجا می آید

4

در فراقند و همه منتظرند

کز کجا وصل و لقا می آید

5

از مسلمان و جهود و ترسا

هر سحر بانگ دعا می آید

6

خنک آن هوش که در گوش دلش

ز آسمان بانگ صلا می آید

7

گوش خود را ز جفا پاک کنید

زانک بانگی ز سما می آید

8

گوش آلوده ننوشد آن بانگ

هر سزایی به سزا می آید

9

چشم آلوده مکن از خد و خال

کان شهنشاه بقا می آید

10

ور شد آلوده به اشکش می شوی

زانک از آن اشک دوا می آید

11

کاروان شکر از مصر رسید

شرفه گام و درا می آید

12

هین خمش کز پی باقی غزل

شاه گوینده ما می آید

متن شعر کپی شد.