سایر · عطار
شماره ۱۸ - جانا جانم غرقه دریای تو بود...
1
جانا جانم غرقه دریای تو بود
پیوسته چو قطره بی سر وپای تو بود
2
من حوصلهای نداشتم، این همه کار،
از حوصله بخشیدن سودای تو بود
سایر · عطار
جانا جانم غرقه دریای تو بود
پیوسته چو قطره بی سر وپای تو بود
من حوصلهای نداشتم، این همه کار،
از حوصله بخشیدن سودای تو بود