سایر · عطار
شماره ۱۲ - اول دل من بر سر غوغا بنشست...
1
اول دل من بر سر غوغا بنشست
هر دم به هزار گونه سودا بنشست
2
و آخر چو بدید کان همه هیچ نبود
از جمله طمع برید و تنها بنشست
سایر · عطار
اول دل من بر سر غوغا بنشست
هر دم به هزار گونه سودا بنشست
و آخر چو بدید کان همه هیچ نبود
از جمله طمع برید و تنها بنشست