کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۴۹ - ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند...

1

ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند

دیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند

2

ای یوسف امانت آخر برادرانت

بفروختندت ارزان و اندک بهات کردند

3

آن ها که این جهان را بس بی وفا بدیدند

راه اختیار کردند ترک حیات کردند

4

بسیار خصم داری پنهان و می نبینی

کاین جمله حیله کردی ویشانت مات کردند

5

شاهان که نابدیدند چون حال تو بدیدند

از مهر و از عنایت جمله دعات کردند

6

با ساکنان سینه بنشین که اهل کینه

مانند طفل دینه بی دست و پات کردند

7

آن ها نهفتگانند وین ها که اهل رازند

از رنگ همچو چنگی باری دوتات کردند

8

اندیشه کن از آن ها کاندیشه هات دانند

کم جو وفا از این ها چون بی وفات کردند

متن شعر کپی شد.