کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵۵ - عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد...

1

عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد

هر مرده ای ز گوری برجست و پیشش آمد

2

دل را زبان بباید تا جان به چنگش آرد

جان پاکشان بیاید کان یار سرکش آمد

3

جان غرق شهد و شکر از منبع نباتش

مه در میان خرمن زان ترک مه وش آمد

4

خاک از فروغ نفخش قبله فرشته آمد

کب از جوار آتش همطبع آتش آمد

5

جان و دل فرشته جفت هوای حق شد

گردون فرشتگان را زان روی مفرش آمد

6

نر باش و صیقلی کن دل را و نقش برخوان

بی نقش و بی جهات این شش سو منقش آمد

7

آن لعل را در آخر در جیب خویش یابی

بر جیب پاک جیبان نورش مر شش آمد

8

ز افیون شربت او سرمست خفت بدعت

ز استون رحمت او دولت منعش آمد

9

ای هوشمند گوشی کو را کشید دستش

وی روسپید رویی کز وی مخمش آمد

10

خاموش پنج نوبت مشنو ز آسمانی

کان آسمان برون این پنج و این شش آمد

متن شعر کپی شد.