کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵۷ - گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند...

1

گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند

کاری که بی تو گیرم والله که زار ماند

2

گر خمر خلد نوشم با جام های زرین

جمله صداع گردد جمله خمار ماند

3

در کارگاه عشقت بی تو هر آنچ بافم

والله نه پود ماند والله نه تار ماند

4

تو جوی بی کرانی پیشت جهان چو پولی

حاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند

5

عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی

با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند

6

پیش آ بهار خوبی تو اصل فصل هایی

تا فصل ها بسوزد جمله بهار ماند

متن شعر کپی شد.