کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۶۱ - لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد...

1

لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد

ما را چه جرم اگر کرمش با شما نکرد

2

تشنیع می زنی که جفا کرد آن نگار

خوبی که دید در دو جهان کو جفا نکرد

3

عشقش شکر بس است اگر او شکر نداد

حسنش همه وفاست اگر او وفا نکرد

4

بنمای خانه ای که از او نیست پرچراغ

بنمای صفه ای که رخش پرصفا نکرد

5

این چشم و آن چراغ دو نورند هر یکی

چون آن به هم رسید کسیشان جدا نکرد

6

چون روح در نظاره فنا گشت این بگفت

نظاره جمال خدا جز خدا نکرد

7

هر یک از این مثال بیانست و مغلطه است

حق جز ز رشک نام رخش والضحی نکرد

8

خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین

بر فانیی نتافت که آن را بقا نکرد

متن شعر کپی شد.