کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷۴ - امروز مرده بین که چه سان زنده می شود...

1

امروز مرده بین که چه سان زنده می شود

آزاد سرو بین که چه سان بنده می شود

2

پوسیده استخوان و کفن های مرده بین

کز روح و علم و عشق چه آکنده می شود

3

آن حلق و آن دهان که دریدست در لحد

چون عندلیب مست چه گوینده می شود

4

آن جان به شیشه ای که ز سوزن همی گریخت

جان را به تیغ عشق فروشنده می شود

5

بسیار دیده ای که بجوشد ز سنگ آب

از شهد شیر بین که چه جوشنده می شود

6

امروز کعبه بین که روان شد به سوی حاج

کز وی هزار قافله فرخنده می شود

7

امروز غوره بین که شکر بست از نشاط

امروز شوره بین که چه روینده می شود

8

می خند ای زمین که بزادی خلیفه ای

کز وی کلوخ و سنگ تو جنبنده می شود

9

غم مرد و گریه رفت بقای من و تو باد

هر جا که گریه ایست کنون خنده می شود

10

آن گلشنی شکفت که از فر بوی او

بی داس و تیش خار تو برکنده می شود

11

پاینده گشت خضر که آب حیات دید

پاینده گشت و دید که پاینده می شود

12

پاینده عمر باد روان لطیف ما

جان را بقاست تن چو قبا ژنده می شود

13

خاموش و خوش بخسپ در این خرمن شکر

زیرا شکر به گفت پراکنده می شود

14

من خامشم ولیک ز هیهای طوطیان

هم نیشکر ز لطف خروشنده می شود

متن شعر کپی شد.