سایر · عطار
شماره ۲۹ - چون شمع، ز بس سوز، خور و خوابم شد...
1
چون شمع، ز بس سوز، خور و خوابم شد
و آرام و قرار دل پرتابم شد
2
از بس که ز دیده ریختم آب چو ابر
از دیده ز پیش مردمان آبم شد
سایر · عطار
چون شمع، ز بس سوز، خور و خوابم شد
و آرام و قرار دل پرتابم شد
از بس که ز دیده ریختم آب چو ابر
از دیده ز پیش مردمان آبم شد