سایر · عطار
شماره ۴۴ - خونی که من از دیده به در میریزم...
1
خونی که من از دیده به در میریزم
هر دم به مصیبتی دگر میریزم
2
تا عشق رخ توام گریبان بگرفت
دامن دامن، خون جگر میریزم
سایر · عطار
خونی که من از دیده به در میریزم
هر دم به مصیبتی دگر میریزم
تا عشق رخ توام گریبان بگرفت
دامن دامن، خون جگر میریزم