غزل · مولوی
غزل شماره ۸۸۹ - روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید...
1
روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
ای خنک آن را که او روی شما را ندید
2
من شده مهمان تو در چمن جان تو
پای پر از خار شد دست یکی گل نچید
3
ای مثل خارپشت گرد تو خار درشت
خار تو ما را بکشت مار تو ما را گزید
4
با تو موافق شدم با تو منافق شدم
بر دبه عاشق شدم در دبه زیت پلید