کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۹۶ - غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند...

1

غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند

زانک بلندت کند تا بتواند فکند

2

قطره آب منی کز حیوان می زهد

لایق قربان نشد تا نشد آن گوسفند

3

توده ذرات ریگ تا نشود کوه سخت

کس نزند بر سرش بیهده زخم کلند

4

تا نشود گردنی گردن کس غل ندید

تا نشود پا روان کس نشود پای بند

5

پس سبقت رحمتی در غضبی شد پدید

زهر بدان کس دهند کوست معود به قند

6

برگ که رست از زمین تا که درختی نشد

آتش نفروزد او شعله نگردد بلند

7

باش چو رز میوه دار زور و بلندی مجو

از پی خرما بدانک خار ورا کس نکند

8

از پی میوه ضعیف رسته درختان زفت

نقش درختان شگرف صورت میوه نژند

9

دل مثل اولیاست استن جسم جهان

جسم به دل قایمست بی خلل و بی گزند

10

قوت جسم پدید هست دل ناپدید

تا به کی انکار غیب غیب نگر چند چند

متن شعر کپی شد.