سایر · عطار
شماره ۴۷ - آن را که ز دریای تو گوهر بایست...
1
آن را که ز دریای تو گوهر بایست
همچون گویش نه پا و نه سر بایست
2
من خود بودم چنانک بودم دلتنگ
دیوانگی عشق تو می در بایست
سایر · عطار
آن را که ز دریای تو گوهر بایست
همچون گویش نه پا و نه سر بایست
من خود بودم چنانک بودم دلتنگ
دیوانگی عشق تو می در بایست