سایر · عطار
شماره ۱۹ - ای بس که دلم بر در تو خون بگریست...
1
ای بس که دلم بر در تو خون بگریست
و آواز نیامد ز پس پرده که کیست
2
گر در من دلسوخته خواهی نگریست
گر خواهم مرد جاودان خواهم زیست
سایر · عطار
ای بس که دلم بر در تو خون بگریست
و آواز نیامد ز پس پرده که کیست
گر در من دلسوخته خواهی نگریست
گر خواهم مرد جاودان خواهم زیست