سایر · عطار
شماره ۸ - دوش آمد و گفت: ای شب و روزت غم من...
1
دوش آمد و گفت: ای شب و روزت غم من
هرگز نشوی تا تو توئی همدم من
2
من خورشیدم تو سایهای بر سرخاک
تا محو نگردی نشوی محرم من
سایر · عطار
دوش آمد و گفت: ای شب و روزت غم من
هرگز نشوی تا تو توئی همدم من
من خورشیدم تو سایهای بر سرخاک
تا محو نگردی نشوی محرم من