سایر · عطار
شماره ۱۶ - دوش آمد و گفت: در جنون میفکنیم...
1
دوش آمد و گفت: در جنون میفکنیم
جان میسوزیم و تن به خون میفکنیم
2
بنشین تو برون که در درونت ره نیست
تا هرچه درونست برون میفکنیم
سایر · عطار
دوش آمد و گفت: در جنون میفکنیم
جان میسوزیم و تن به خون میفکنیم
بنشین تو برون که در درونت ره نیست
تا هرچه درونست برون میفکنیم