سایر · عطار
شماره ۳۱ - دوشش دیدم چو زلف خود در تابی...
1
دوشش دیدم چو زلف خود در تابی
میشد چو مرا بدید در غرقابی
2
گفتا که بر تو خواهم آمد فردا
گفتم: اگر امشبم ببینی خوابی
سایر · عطار
دوشش دیدم چو زلف خود در تابی
میشد چو مرا بدید در غرقابی
گفتا که بر تو خواهم آمد فردا
گفتم: اگر امشبم ببینی خوابی