سایر · عطار
شماره ۳۴ - دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست...
1
دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست
در عشق دم سرد و دل گرمت نیست
2
گفتم: «برهان مرا ز من، ای همه تو!»
گفتا که کیی تو، خویش را شرمت نیست
سایر · عطار
دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست
در عشق دم سرد و دل گرمت نیست
گفتم: «برهان مرا ز من، ای همه تو!»
گفتا که کیی تو، خویش را شرمت نیست