کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۴۲ - اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد...

1

اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد

تو هم به صلح گرایی اگر خدا خواهد

2

هزار عاشق داری تو را به جان جویان

که تا سعادت و دولت ز ما که را خواهد

3

ز عشق عاشق درویش خلق در عجبند

که آنچ رشک شهانست او چرا خواهد

4

عجب نباشد اگر مرده ای بجوید جان

و یا گیاه بپژمرده ای صبا خواهد

5

و یا دو دیده کور از خدا بصر جوید

و یا گرسنه ده ساله ای نوا خواهد

6

همه دعا شده ام من ز بس دعا کردن

که هر که بیند رویم ز من دعا خواهد

7

ولی به چشم تو من رنگ کافران دارم

که چشم خیره کشت بیندم غزا خواهد

8

اگر مرا نکشد هجر تو ز من بحلست

اسیر کشته ز غازی چه خونبها خواهد

9

سلام و خدمت کردم بگفتیم چونی

چنان بود مس مسکین که کیمیا خواهد

10

چنان برآید صورت که بست صورتگر

چنان بود تن خسته کیش دوا خواهد

11

ز آفتاب مزن گفت و گوی چون سایه

ز سایه ذره گریزد همه ضیا خواهد

12

زهی سخاوت و ایثار شمس تبریزی

که شمس گنبد خضرا از او عطا خواهد

متن شعر کپی شد.