سایر · عطار
شماره ۲۶ - از بس که بخورد خون من بیدادی...
1
از بس که بخورد خون من بیدادی
بیمار شدم نکرد از من یادی
2
آنگاه به دست من چه بودی بادی
گر خون دلم بر جگرش افتادی
سایر · عطار
از بس که بخورد خون من بیدادی
بیمار شدم نکرد از من یادی
آنگاه به دست من چه بودی بادی
گر خون دلم بر جگرش افتادی