سایر · عطار
شماره ۲۷ - تا از غم تب دلش به صد درد افتاد...
1
تا از غم تب دلش به صد درد افتاد
شد زرد رخ و بر رخ او گرد افتاد
2
گفتم که چه بود کافتابت شد زرد
گفتا مگر آفتاب بر زرد افتاد
سایر · عطار
تا از غم تب دلش به صد درد افتاد
شد زرد رخ و بر رخ او گرد افتاد
گفتم که چه بود کافتابت شد زرد
گفتا مگر آفتاب بر زرد افتاد