غزل · مولوی
غزل شماره ۹۵۵ - سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید...
1
سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
سلام گرد جهان گشت جز تو نپسندید
2
بگرد بام تو گردان کبوتران سلام
که بی پناه تو کس را نشاید آرامید
3
چو پر و بال ز تو یافتست هر مرغی
ز غیر تو به کجا باشدش امید مرید
4
به هر طرف که ببینی تو مرغ سوخته پر
بدان که از طمع خام سوی دام پرید
5
تو آب کوثری و سوخته به تو آید
برویدش سپس سوز پر و بال جدید