کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۵۷ - هزار جان مقدس فدای روی تو باد...

1

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

2

هزار رحمت دیگر نثار آن عاشق

که او به دام هوای چو تو شهی افتاد

3

ز صورت تو حکایت کنند یا ز صفت

که هر یکی ز یکی خوشترست زهی بنیاد

4

دلم هزار گره داشت همچو رشته سحر

ز سحر چشم خوشت آن همه گره بگشاد

5

بلندبین ز تو گشتست هر دو دیده عشق

ببین تو قوت شاگرد و حکمت استاد

6

نشسته ایم دل و عشق و کالبد پیشت

یکی خراب و یکی مست وان دگر دلشاد

7

به حکم تست بخندانی و بگریانی

همه چو شاخ درختیم و عشق تو چون باد

8

به باد زرد شویم و به باد سبز شویم

تو راست جمله ولایت تو راست جمله مراد

9

کلوخ و سنگ چه داند بهار جز اثری

بهار را ز چمن پرس و سنبل و شمشاد

متن شعر کپی شد.