غزل · مولوی
غزل شماره ۱۰۰۹ - طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد...
1
طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد
2
جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا
ربنا اصلح شاننا اوجد به عفو یا جواد
3
اضحکوا بعد البکاء نعم هذا المشتکی
قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد
4
پارسی گوییم شاها آگهی خود از فواد
ماه تو تابنده باد و دولت پاینده باد
5
هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد
آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد
6
خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست
چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد