کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۳۷ - گیرم که بود میر تو را زر به خروار...

1

گیرم که بود میر تو را زر به خروار

رخساره چون زر ز کجا یابد زردار

2

از دلشده زار چو زاری بشنیدند

از خاک برآمد به تماشا گل و گلزار

3

هین جامه بکن زود در این حوض فرورو

تا بازرهی از سر و از غصه دستار

4

ما نیز چو تو منکر این غلغله بودیم

گشتیم به یک غمزه چنین سغبه دلدار

5

تا کی شکنی عاشق خود را تو ز غیرت

هل تا دو سه ناله بکند این دل بیمار

6

نی نی مهلش زانک از آن ناله زارش

نی خلق زمین ماند و نی چرخه دوار

7

امروز عجب نیست اگر فاش نگردد

آن عالم مستور به دستوری ستار

8

باز این دل دیوانه ز زنجیر برون جست

بدرید گریبان خود از عشق دگربار

9

خامش که اشارت ز شه عشق چنین است

کز صبر گلوی دل و جان گیر و بیفشار

متن شعر کپی شد.