کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۳۸ - به حسن تو نباشد یار دیگر...

1

به حسن تو نباشد یار دیگر

درآ ای ماه خوبان بار دیگر

2

مرا غیر تماشای جمالت

مبادا در دو عالم کار دیگر

3

بدزدیدی ز حسن تو یکی چیز

اگر بودی چو تو عیار دیگر

4

چو خورشید جمالت روی بنمود

ز هر ذره شنو اقرار دیگر

5

زهی دریا که آگندی ز گوهر

که هر قطره نمود انبار دیگر

6

به یک خانه دو بیمارند و عاشق

منم بیمار و دل بیمار دیگر

7

خدایا هر دو را تیمار کردی

ولیکن ماند آن تیمار دیگر

8

چه داند جان منکر این سخن را

که او را نیست آن دیدار دیگر

9

که منکر گفت سنایی خود همینست

سنایی گفت نی خروار دیگر

10

بدان خروار تو خروار منگر

گشا دو چشم عیسی وار دیگر

متن شعر کپی شد.