سایر · عطار
در شعر گوید
1
شعر و عرش و شرع از هم خاستند
تا دو عالم زین سه حرف آراستند
2
نور گیرد چون زمین از آسمان
زین سه حرف یک صفت هر دو جهان
3
آفتاب ار چه سمائی گشته است
در سنا جنس سنائی گشته است
4
از کمال شعر و شوق شاعری
چرخ را بین ازرقی و انوری
5
باز کن چشم و ز شعر چون شکر
از بهشت عدن فردوسی نگر
6
شعر را اقبال جمشیدی ببین
مهر را شمسی و خورشیدی ببین
7
ور ز بالا سوی ارکان بنگری
هم شهابی بینی و هم عنصری
8
ور درین علمت کند شاهی هوس
علم اگر در چینست خاقانیت بس
9
چون بهشت و آسمان و آفتاب
چون عناصر باد وآتش خاک و آب
10
نسبتی دارند با این شاعران
پس جهان شاعر بود چون دیگران