سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
چون سکندر را مسخر شد جهان
وقت مرگ او درآمد ناگهان
2
گفت تابوتی کنید از بهر من
دخمه سازید پیش شهر من
3
کف گشاده دست من بیرون کنید
نوحه بر من هر زمان افزون کنید
4
تا زمال و لشکر و ملک و شهی
خلق میبینند دست من تهی
5
گر جهان در دست من بودآن زمان
در تهی دستی برفتم از جهان
6
ملک و مال این جهان جز پیچ نیست
گر همه یابی چو من جز هیچ نیست