غزل · مولوی
غزل شماره ۱۰۵۲ - نوریست میان شعر احمر...
1
نوریست میان شعر احمر
از دیده و وهم و روح برتر
2
خواهی خود را بدو بدوزی
برخیز و حجاب نفس بردر
3
آن روح لطیف صورتی شد
با ابرو و چشم و رنگ اسمر
4
بنمود خدای بی چگونه
بر صورت مصطفی پیمبر
5
آن صورت او فنای صورت
وان نرگس او چو روز محشر
6
هر گه که به خلق بنگریدی
گشتی ز خدا گشاده صد در
7
چون صورت مصطفی فنا شد
عالم بگرفت الله اکبر