کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

فی التمثیل

1

بامدادی شهریار شاد کام

داد بهلول ستمکش را طعام

2

او بسگ داد آن همه تا سگ بخورد

آن یکی گفتش که هرگز این که کرد

3

از چنین شاهی نداری آگهی

چون طعام او سگان را میدهی

4

این چنین بی حرمتی کردن خطاست

کار بی حرمت نیاید هیچ راست

5

گفت بهلولش خموش ای جمله پوست

گر بدانندی سگان کاین آن اوست

6

سر بسوی او نبردندی بسنگ

یعلم الله گر بخوردندی ز ننگ

متن شعر کپی شد.