کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

رفت یک روزی مگر بهلول مست

در بر هارون و بر تختش نشست

2

خیل او چندان زدندش چوب و سنگ

کز تن او خون روان شد بیدرنگ

3

چون بخورد آن چوب بگشاد او زفان

گفت هارون را که ای شاه جهان

4

یک زمان کاین جایگه بنشستهام

از قفا خوردن ببین چون خستهام

5

تو که اینجا کرده عمری نشست

بس که یک یک بند خواهندت شکست

6

یک نفس را من بخوردم آن خویش

وای بر تو زانچه خواهی داشت پیش

متن شعر کپی شد.