کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

سجده میکرد ابلیس لعین

گفت عیسی در چه کاری این چنین

2

گفت من بیش از همه عمری دراز

سجده عادت کردهام زانگاه باز

3

عادتم گشتست این زان میکنم

گرهمه سجدهست تاوان میکنم

4

عیسی مریم بدو گفت ای سقط

می ندانی هیچ و ره کردی غلط

5

تو یقین میدان که اندر راه او

نیست عادت لایق درگاه او

6

هرچه از عادت رود در روزگار

نیست آن را با حقیقت هیچ کار

7

وقف ابلیس است دنیا سر بسر

تو ازو میباز دزدی در بدر

8

هر که از ابلیس دزدد مال او

خود توان دانست فردا حال او

9

گر رود ابلیس از بازارها

کی رود بازارها را کارها

10

زانکه دنیا سر بسر بازار اوست

بیشتر بیع و شری از کار اوست

11

اوست مه بازار هر بازار و بس

کار دنیا نیست بی او یک نفس

متن شعر کپی شد.