غزل · مولوی
غزل شماره ۱۰۵۷ - دارد درویش نوش دیگر...
1
دارد درویش نوش دیگر
و اندر سر و چشم هوش دیگر
2
در وقت سماع صوفیان را
از عرش رسد خروش دیگر
3
تو صورت این سماع بشنو
کایشان دارند گوش دیگر
4
صد دیگ به جوش هست این جا
دارد درویش جوش دیگر
5
همزانوی آنک تش نبینی
سرمست ز می فروش دیگر
6
درویش ز دوش باز مست است
غیر شب و روز دوش دیگر
7
ماییم چو جان خموش و گویا
حیران شده در خموش دیگر