کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

شد بر دیوانه آن مرد پاک

دید او را در میان خون و خاک

2

همچو مستی واله و حیرانش دید

سرنگونش یافت و سرگردانش دید

3

گفت ای دیوانه بی روی و راه

در چه کاری روز و شب اینجایگاه

4

گفت هستم حق طلب در روز وشب

مرد گفتش من همین دارم طلب

5

مرد مجنون گفت پس پنجاه سال

همچو من در خون نشین در کل حال

6

کاسه پرخون تو میخور ای عزیز

بعد از آن می ده بمن یک کاسه نیز

7

تاکه این دریا شود پرداخته

یا نه کار ما شود برساخته

8

این گره را چون گشادن روی نیست

هم بمردن هم بزادن روی نیست

9

این قدر دانم که با این پیچ پیچ

می ندانم می ندانم هیچ هیچ

متن شعر کپی شد.