سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
آن حکیمی در تفکر میگذشت
دید سرگین دان و گورستان بدشت
2
نعره زد گفت ای نظارگان
اینت نعمت اینت نعمت خوارگان
3
ای عجب با این چنین نفسی درون
میکند هم در خدائی سر برون
4
زشتی عالم همه از خبث اوست
وانگهی دارد خدائی نیز دوست
5
هست در هر نفس این دعوی ولیک
خویش بر فرعون ظاهر کرد نیک